تبلیغات
فقط به خاطر تو فقط به خاطر تو
 

بگذر ز من ای آشنا

نویسنده: رهگذر باد

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی 1390

 

اول آهنگ خاموشی از عارف رو از اینجا دانلود کنید بعد همراش ترانه زیر رو بخونید

.
بگذر ز من ای آشنا

چون از تو من دیگر گذشتم

دیگر تو هم بیگانه شو

چون دیگران با سرگذشتم

میخواهم عشقت در دل بمیرد

میخواهم تا دیگر در سر یادت پایان گیرد

بگذر ز من ای آشنا

چون از تو من دیگر گذشتم

دیگر تو هم بیگانه شو

چون دیگران با سرگذشتم

هر عشقی میمیرد

خاموشی می گیرد

عشق تو نمی میرد

باور کن بعد از تو دیگری

در قلبم جایت را نمی گیرد

.

.

 

() نظرات

 

من یک آدم معمولی , نه من هیچم !

نویسنده: رهگذر باد

تاریخ ارسال: دوشنبه 30 آبان 1390

 

من یك آدم معمولى هستم
نه،معمولى نیستم یك آدم ساده،
ساده؟
خوب كه فكر میكنم میبینم ساده هم نیستم،من یك هیچم
بله
یك هیچ!
آدم هیچ،هیچى ندارد یعنى نه قد مناسب،نه هیكل خوب،نه قیافه خوب،نه صداى خوب
موى خوب هم كه ندارد هیچ،كچل هم هست،پولدار هم نیست.
یك هیچ به تمام معنى.
هیچ ها
همانهایى هستند كه از كنارشان به راحتى میگذرید
از ذهنتان به راحتى پاك میشوند.
هیچ ها، هیچ وقت دیده نمیشوند.
همین هیچ ها
یك روزى عاشق میشوند
اما چون هیچ هستند
فقط عاشق میشوند،
معشوق،نمى بیندشان
خوب،حق هم دارد
معشوقشان آدم است،
یك آدم عاشق آدم میشود،یك آدم معمولى،ساده یا خاص
هیچ ها.كه جز آدم حساب نمیشوند
كه آدمى عاشقشان شود.
هیچ ها كه عاشق میشوند
فقط سكوت میكنند
خیلى هنر كنند معشوقشان را به وصال آدمى كمك و همراهى كنند
بعد از دور معشوقشان را خوشحال در آغوش آدمى كه دیدند
لبخند میزنند
سكوت میكنند
آهسته آهسته
دور میشوند
پیر میشوند
محو میشوند ...
آرى، حكایت هیچى كه عاشق میشود این است:
سكوت ، تنهایى .......

 

() نظرات

 

وصیتی زیبا برای زندگی ابدی

نویسنده: رهگذر باد

تاریخ ارسال: جمعه 29 مهر 1390

 



روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

 

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

 

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند

 

چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد. خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

 

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.

 

آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند

 

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

 

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.

 

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند...


 

() نظرات

 

برای استیو جابز

نویسنده: رهگذر باد

تاریخ ارسال: جمعه 15 مهر 1390

 


.
.

هیچگاه والدین اش را ندید، فرزند آینده بود،

رویایی در سر داشت: می خواست با سیب گاز زده ای از گاراژ خانه اش دنیا را دگرگون کند...

آسوده بخواب، آنهایی که چنین برای رویایی خود می جنگند، هرگز نمی میرند.

برای استیو جابز ، خالق اپل

.
.


.
.
آدم سیب را گاز زد و به جهنم رفت

استیو سیب را گاز زد و به بهشت می رود
روحش شاد

.
.
.
.
.
.
اصول موفقیت استراتژیک فردی از دیدگاه استیو جابز

استیو جابز بنیانگذار و مدیر ارشد اجرایی شرکت رایانه‌ای شرکت اپل و یکی از چهره‌های پیشرو در صنعت رایانه دیروز در سن ۵۶ سالگی به علت سرطان در گذشت. او که یک عرب آمریکایی بود از پدری سوری و مسلمان به نام «عبدالفتاح»، استاد دانشگاه در زمینهٔ علوم سیاسی. داستان زندگی استیو هم خواندنی و جالب است. نقش استیو جابز در توسعه فناوری آنقدر زیاد است که معروف است...
سه سیب سرنوشت بشر را عوض کرد: سیبی که حضرت آدم خورد، سیبی که بر سر نیوتن فرود آمد و سیبی (اپل) که استیو جابز بنا نهاد.

متن زیر توصیه های آقای جابز در زمینه اصول موفقیت استراتژیک فردی است

معیاری از کیفیت باشید .بعضی از افراد در محیط هایی که ممتاز بودن و برتری انتظار می رود استفاده نمی شوند .

هیچ میانبری به برتر بودن نیست .شما باید برتری خودتان را تعهد کنید .از استعدادها و توانایی های خود استفاده کنید و مهارت هایی که بهترین راه را برای جلو انداختن شما از بقیه مهیا می سازد را به کار گیرید .با یک استاندارد بالا زندگی کنید و به جزئیاتی که واقعا باعث تفاوت شما با دیگران می شود توجه کنید.ممتاز بودن و برتری سخت نیست . خیلی ساده همین الان تصمیم بگیرید که ممتاز و برتر باشید و سپس از آن چیزی که زندگی به شما بازتاب می دهد متحیر می شوید.

تنها راهی که می توانید کارهای بزرگ انجام بدهید این است که آنچه انجام می دهید را دوست بدارید .

اگر شما هنوز این راه را پیدا نکردید ،به جستجو ادامه دهید .درمانده نشوید .با تمام وجود از ته قلب خود تلاش کنید، سر انجام شما این راه را پیدا خواهید کرد. من این را در ۴ کلمه خلاصه می کنم : Do What You Love یا کاری انجام بده که دوستش داری. در جستجوی حرفه و مسیری باشید که به زندگی شما جهت، مقصد و خشنودی می دهد. هدف ها را تشخصی دهید و برای هدف هایی که به زندگی شما معنی و ارزش می بخشد تلاش کنید. این کار فقط به سلامتی روحی و انگیزه داشتن شما کمک نمی کند، بلکه باعث می شود شما در زمان های سختی احساس بهتری داشته باشید و التیام بخش شما خواهد بود .آیا شما در روز شنبه صبح از تخت خود می پرید و پیش به سوی پیشرفت و کارهای این هفته می روید؟ اگر پاسخ شما خیر است بیشتر فکر کنید تا دلیلش را پیدا کنید .

من اساسا معتقدم که شما تلوزیون نگاه می کنید تا فکر نکنید

مطالعات آکادمیک در طول دهه های مختلف نشان دهنده ی این است که تلویزیون اثر مهلکی بر روح و روان انسان دارد. بیشتر بینندگان تلویزیون می دانند که عمل آنها باعث کندی در ذهن و تباهی آن می شود ولی بیشتر زمان خود را جلوی این جعبه می گذرانند. پس تلویزیون را خاموش کنید و سلول های مغزی خود را نجات دهید. اما بسیار محتاط باشید، کامپیوتر هم می تواند باعث از بین رفتن سلول های مغزی شود. سعی کنید صحبتی داشته باشید با شخصی که به مدت ۸ ساعت در روز به بازی های اکشن یا مسابقه ای می پردازد !



من تنها کسی هستم که یک چهارم یک بیلیون دلار را در یک سال از دست داده ام … این موضوع خیلی شخصیت ساز است.

اشتباه کردن را برابر با اشتباه بودن ندانید. شخص موفقی وجود ندارد که تا به حال دچار اشتباه یا شکست نشده باشد، افراد موفق اشتباه می کنند و نوع زندگی خود را عوض می کنند یا نحوه ی عملکرد خود را تغییر می دهند که بتوانند با اشتباه خود رویارویی کنند، پس بار دیگر آن اشتباه را انجام نخواهند داد. آنها اشتباهاتشان را بازگو می کنند تا اخطاری باشد نه اینکه نشانه ی ناامیدی یا بی کفایتی باشند. اشتباه کردن به این معنا نیست که مثل یک احمق زندگی می کنید.



ما اینجا هستیم که تغییری در جهان به وجود آوریم، در غیر این صورت چرا هم اکنون اینجا هستیم؟

شما می دانید که کارهای بزرگی در زندگی می توانید انجام دهید؟ و می دانید که هر زمان که یک فنجان قهوه برای خود می ریزید چقدر این کارهای بزرگ خاک خواهند خورد؟ و قصد دارید قبل از انجام این کارها کمی بیشتر فکر کنید … همه ما با هدیه ای به دنیا آمده ایم که به زندگی بدهیم، هدیه ای برای تمام رؤیاهایمان ، رغبت هایمان، احساساتمان و کنجکاوی هایمان. این هدیه در واقع هدف ماست. شمابرای انتخاب هدف خود نیاز به هیچ اجازه ای از دیگران ندارد . هیچ رئیسی، معلمی، والدینی یا کشیشی این قدرت را ندارد برای شما تصمیم بگیرد که هدف شما چیست. فقط باید این هدف منحصر بفرد را بیابید.



زمان برای شما محدود است، پس وقت خود را برای زندگی دیگران تلف نکنید.

در عقاید تعصب آمیز به دام نیافتید .به گونه ای زندگی نکنید که نتیجه ی افکار افراد دیگری هستید. نگذارید سر و صداهای افکار دیگر باعث شود به صدای درونی خود گوش نکنید. از همه مهم تر، این جرئت را داشته باشید که از قلب خود پیروی کنید. ضمیر نا خود آگاه تنها چیزی است که می داند شما به چه تبدیل خواهید شد. هر چیز دیگر در درجه ی دوم قرار خواهد گرفت.
آیا شما از زندگی برای به تحقق رساندن رویای دیگران خسته شده اید؟ شک نکنید این زندگی شماست و شما این حق را دارید که هر گونه که می خواهید زندگی کنید. به گونه ای زندگی کنید که شما انتخاب می کنید و شما رئیس خود هستید.

هر یک از این درس ها ممکن است در ابتدا برای گنجاندن در زندگی مشکل به نظر برسد ، اما اگر شما مسیر را هموار کنید این درس ها به سادگی برای شما رخ خواهد داد و خواهید دید که چه پیشرفتی در زندگی و عملکرد خود خواهید داشت . پس پیش بروید و این نکات را رعایت کنید .


 

() نظرات

 

ای داد از بدشانسی

نویسنده: رهگذر باد

تاریخ ارسال: پنجشنبه 24 شهریور 1390

 

امروز اولین امتحان از اولین ترم ارشد خوندنم داشتم ، بزرگترین بدشانسی کل دوران تحصیلیم امروز بود
با خیال راحت همه سوالا رو جواب دادم و راحت نشسته بودم ، نفر جلوییم یه برگه داد تا بدم به نفر پشت سریم منم از فرط خوشحالی که همه چیو نوشتم و گل کردن حس رفاقتم قبول کردم. چشتون روز بد نبینه که مراقب رسید و برگه رو منگه کرد به برگه های من و رو برگه سوالام نوشت برگ آخر هم خوانی خطی ندارد.

بهش میگم اینو از رو برگم بردار میگه میدونم از روش ننوشتی ولی برو با استاد صحبت کن ، یکی نیست بهش بگه تو که میدونی قبول نمیکنی بعد استاد از همه جا بیخبر بیاد حرف منو قبول کنه

4 تا برگ پشت و رو جواب دادم بعد یه برگه با دو تا خط نوشته همه ی زحمت هامو نابود کرد.
ای خدا . . .

 

() نظرات

 

این روزها نسبت به همه چی بی تفاوتم

نویسنده: رهگذر باد

تاریخ ارسال: سه شنبه 1 شهریور 1390

 

بعضی وقت ها هیچی نمیشه گفت
فقط ادم دوست داره تموم بشه ، همه چی تموم شه ، شاید هیچی هم نباشه اما همین هیچی هم تموم شه. تنها باشی و تنها به هیچی هم فکر نکنی.
وقتی هنگ میکنی نمیدونی چی مینویسی ، چی میگی ، چیکار میکنی .
فقط از همه چیز و همه کس خسته هستی.
اینجور موقعه ها هیچ تصمیمی نمیشه گرفت ، از کارهای روزمره گرفته تا تصمیم های بزرگ که باید بگیری همش برات میشه بی اهمیت ، اتفاقات زندگی میشه مثل عکس پایین
چشم هاتو میبندی و دست میذاری رو یه گزینه اصلا برات فرق نمیکنه چی هست و چی میشه
.


.

 

() نظرات

 

هنر نزد ایرانیان است و بس

نویسنده: رهگذر باد

تاریخ ارسال: جمعه 14 مرداد 1390

 

اولین مردمان جهان که نخ به سکه می‌بستند و در داخل  تلفن‌های عمومی می‌انداختند،ایرانیان بودند!
×
اولین مردمانی که توانستند از کارتهای اعتباری تلفن‌های عمومی استفاده کنند ، بدون آنکه اعتبار آن کم شود، ایرانیان بودند!
×
اولین مردمانی که نوشابه‌های تقلبی ساختند،
ایرانیان بودند!
×
اولین مردمانی که در اولین صادرات به کشورهای شمالی ایران به جای حنا، خاک رنگی فروختند،
ایرانیان بودند!
×
اولین مردمانی که کشف کردند دروغگویی و ریا و کلک‌بازی برای موفقیت ضروری است،
ایرانیان بودند!
×
اولین مردمان دنیا که همزمان هم مایل هستند گرمشان شود و هم سردشان ایرانیان بودند،
چون همزمان با روشن کردن بخاری،پنجره‌ها را هم باز می‌کنند!
×
اولین مردمانی که در گروه کم‌توسعه‌ترین کشورهای دنیا قرار دارند ولی ادعا و توقع برترین مردمان دنیا را دارند ، ایرانیان بودند!
×
اولین مردمان دنیا که کمتر از همه کار کردند اما بیشتر از همه عجله داشتند و تندتر از همه رانندگی می کردند، ایرانیان بودند!
×
اولین مردمان دنیا که کمتر از همه کتاب می خواندند و بیشتر از همه اظهار فضل،ایرانیان بودند!
×
اولین مردمان دنیا که در خانواده های دیکتاتور زندگی می کردند و انتظار حکومت دموکرات داشتند !ایرانیان بودند
×
اولین مردمانی که فقط به گذشته بسیار بسیار دور خود افتخار می‌کنند ولی چیزی در ۵۰۰ سال اخیر برای دنیا نداشته‌اند ، ایرانیان
بودند

 

() نظرات

 

در حضور خار ها . . .

نویسنده: رهگذر باد

تاریخ ارسال: یکشنبه 5 تیر 1390

 

در حضور خارها هم میشود یک یاس بود..در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود

میشود حتی برای دیدن پروانه ها....شیشه های مات یک متروکه را الماس بود.

دست در دست پرنده،بال در بال..نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود

کاش می شد حرفی از « کاش میشد» هم نبود....هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

 

In the presence of Yea it can be a disappointment. . The fuss scarecrow s was full of feeling is even to see the license. . . . a glass of the harsh evacuated to L480. Flying hand in hand, Basel in Basel. . Nazism stem you’re of the woods, sickles, I wish I could say was the "would". . . . what it was feeling and love and despair.

 

 

() نظرات

 

مشخصات مکتب ایرانی

نویسنده: رهگذر باد

تاریخ ارسال: دوشنبه 23 خرداد 1390

 

.
 
-         در مکتب ایرانی دیدن موی سر زنهای خارجی و بیگانه از تلویزیون حلال است ولی زنهای هموطن و خودی حرام!
 
-         در مکتب ایرانی سرود ملی مقدسه، ولی دیدن آلت موسیقی که سرود با آن نواخته شده حرامه!
 
-         در مکتب ایرانی، هنری مثل موسیقی و رقص حرام است ولی افیونی مثل تریاک حلال!
 
-         در مکتب ایرانی کشورهای مسیحی و یهودی خداپرست، دشمن و کافرند، ولی کشورهای کوبا و روسیه و چین کمونیست، برادرند!
 
-         در مکتب ایرانی خنده و رنگهای شاد جلفه، ولی گریه و رنگ سیاه متانت!
 
-         در مکتب ایرانی، روزهایی که مردم دنیا تعطیلند ما کار میکنیم و روزهایی که مردم دنیا کار میکنند ما تعطیلیم!
 
-         در مکتب ایرانی صورت نامرتب و لباس و ظاهر دلگیر کننده داشتن، ارزشه، ولی صورت اصلاح شده و زیبایی و خوش تیپی ضد ارزش!
 
-         در مکتب ایرانی فقر و پابرهنگی فضیلته، ولی رفاه و ثروت رذیلت!
 
-         در مکتب ایرانی هر کجا که بخواهیم خصوصی سازی بکنیم و از مردم پول بگیریم و نفع داشته باشیم، اسمش رو میگذاریم "غیر انتفاعی!"
 
-         در مکتب ایرانی اسم بانکداری رو میگذارن "بدون ربا" ولی بالاترین رباها رو از مردم میگیرن!
 
-          مکتب ایرانی چیز جدیدی نیست ، از همان زمانهای قدیم، پدرانمون اسم کچل رو میگذاشتن زلفعلی!
 
-         در مکتب ایرانی اسم پروژه فراری دادن مزاحمین رو میگذارن "فرار مغزها"!
 
-         در مکاتب دیگه، مُبلغهای دینی روابط جنسی رو برای خودشون حرام میدونن ولی برای بقیه مردم حلال، اما در مکتب ایرانی روابط جنسی برای مُبلغ دینی حلاله ولی برای بقیه مردم حرام!
 
-          در مکتب ایرانی کثیفترین گناه دنیا (دروغ) عادیه ولی دست دادن دختر و پسر غیر عادی!
 
-         در مکتب ایرانی قبل از اینکه خبر مهمی رو پخش کنن، اول تکذیبش میکنن!
 
-         در مکتب ایرانی به خاطر تقدس بکارت، بعد از اینکه پسر از دوست دختر خودش دور میشه، چون نمیتونه تا 30 سالگی باهاش ازدواج کنه، یا عقده ای میشه، یا برای ارضای نیازهای اولیه اش، دست به دامن فاحشه های خیابون میشه. اصلا ولش کن، کی گفته 15 تا 30 سالگی اوج توانایی استفاده از لذت جنسیه؟
 
-         در مکتب ایرانی مهم این نیست که در داخل، چقدر فساد غوغا میکند، مهم این است که ظواهر مکتب در جامعه رو حفظ کنیم، و مهم اینست که کشورهای دوست، در خارج در مورد ما چه فکرمیکنند! چون اگر ظواهر رو حفظ نکنیم نمیتونیم ادعای رهبری مکاتب جهان رو داشته باشیم!
 
-         راستی خبر دارین در دنیا یک کشوری هست که بستن روسری برای همه مردها اجباریه و اگه مردها سر و بدنشون رو با پارچه نپوشونن توسط پلیس دستگیر میشن؟! آیا شما جرات و تمایل دارین به عنوان توریست با همسرتون به اون کشور سفر کنین؟ یا بخواهین تو اون کشور سرمایه گذاری کنین؟ تعجب نکنین، اون کشور،کشور خودمونه با مکتب ایرانی، منتها از زاویه دید بقیه مردم جهان!
 
-         در مکتب ایرانی دختری که دنبال همسر مناسب میگرده، و در موقعیتی هست که به زیباییش نیاز داره، حق نداره موهای صورت و کرک سبیلش رو قبل از ازدواج برداره!
 
-         در مکتب ایرانی توی مراسمها (عروسی، مهمانی یا مذهبی)، خانمها خودشون رو به شدت آرایش میکنن، ولی نه برای مردها بلکه برای خانمهای دیگر! (اشتباه نکنین، اونها همجنسباز نیستن!)
 
-         در مکتب ایرانی مشابه سایر مکاتب، خدا به نفع این مکتب مصادره شده، جمله مشترک همه مکاتب اینه:
        - خدا با ماست، نه با 200 تا دین و مذهب و فرقه دیگر موجود در جهان!
        - کی گفته؟!
        - بابام!
 
-         در مکتب ایرانی فاحشه خونه ها رو با افتخار جمع کردیم ولی نمیدونیم چرا برای زنها از محل کار تا منزل صد تا بوق میزنن؟! نکنه بعضی وقتها غیرت زیاد بی غیرتی میاره؟! ولش کن ظواهر جامعه مهمتره!
 
-         در مکتب ایرانی پلیس مخصوص مجرمان رانندگی (مجرمانی که جان انسانها را تهدید میکنند)، اسلحه ندارد، ولی پلیس مخصوص کنترل پوشش موی سر و جدایی دختر از پسر، اسلحه دارد، چون این برای ظواهر جامعه خطرناکتر است!
 
-         در مکتب ایرانی رمز بالا رفتن از هرم قدرت، حفظ ظواهر هست، نه صداقت. برای همینه که فقط ریاکارها میتونن از اون بالا برن!
 
-         مکتب ایرانی بالاترین آمار صدقه جهت دفع بلا در دنیا رو داره، ولی نمیدونم چرا هم فقر غوغا میکنه و هم آمار تصادفات و تلفات جاده های ایران ده برابر میانگین جهانیه؟!
 
-         در مکتب ایرانی همه میگن علم بهتر از ثروته، ولی در عمل همه دنبال ثروتند نه علم!
 
-         اون قدیما، چند نفر اومدند و بتها رو شکستند و گفتند خدا را بپرستید، ولی بعد از مرگشون، در مکتب ایرانی، ما قبر خود اونها رو بت کردیم و پرستیدیم! میگن خدا از رگ گردن به ما نزدیکتره، شاید ما، بین خودمون و رگ گردنمون نیاز به یك نفر واسطه داریم! حتماً همینطوره!
 
-         در مکتب ایرانی جمعه ها عاشقانه منتظر آمدن کسی هستیم که اگه بیاد، اولین کسانی که ازش اُردنگی میخورن خودمونیم!
 
-         در مکتب ایرانی، یک انسان برای ارضای نیازهای اولیه و ابتدایی خودش، باید جلوی مرگ معلق وارو بزنه و حتی از مطرح کردنشان هم خجالت بکشه!
 
-         در مکتب ایرانی اسم خرافه رو میگذارن فرهنگ، و اسم فرهنگ رو میگذارن ابتذال!
 
-         کی میگه استدلالهای تمثیلی ضعیفترین نوع استدلاله؟ ما پایه های استوار بنای عظیم مکتب ایرانی خودمان را بر روی همین تمثیلها و شعرها و شعارها بنا نهاده ایم، مثلاً:
"اگر برهنگی تمدن است، پس حیوانات متمدن ترند!" و یا
"اگر غیرت از ایمان است، پس خروسها مؤمن ترند!" و یا ...
 
-         در مکتب ایرانی نزدیک شدن دختر و پسر به همدیگر جهت شناخت، قبل از ازدواج، عیب است ولی جدا شدنشان با دو تا بچه بعد از ازدواج عیب نیست!
 
-         و در نهایت اینکه مکتب ایرانی چیز بدی نیست، تنها بدی آن، کلمه "ایران" درون این مکتب میباشد که اگر آن را برداریم و با چیز دیگری جایگزین کنیم، مثل بقیه مفاهیم، برای مسئولین دلسوز کشور قابل تحملتر خواهد شد و خواهند فهمید که این مکتب همان بچه 32 ساله خودشونه!
 
آیا هنوز هم فکر نمی کنید مکتب ایرانی یک مکتب جدید و مستقل از سایر مکاتب است؟!  
.

 

() نظرات

 

متنی از دکتر علی شریعتی

نویسنده: رهگذر باد

تاریخ ارسال: دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

 

.

باتو،همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
باتو،آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
باتو،کوه ها حامیان وفادارخاندان من اند
باتو،زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
ابر،حریری است که برگاهواره ی من کشیده اند
وطناب گاهواره ام را مادرم،که در پس این کوه هاهمسایه ی ماست در دست خویش دارد باتو،دریا با من مهربا نی می کند
باتو، سپیده ی هرصبح بر گونه ام بوسه می زند
باتو،نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند
باتو،من با بهار می رویم
باتو،من در عطر یاس ها پخش می شوم
باتو،من درشیره ی هر نبات میجوشم
باتو،من در هر شکوفه می شکفم
باتو،من درمن طلوع لبخند میزنم،درهر تندر فریاد شوق میکشم،درحلقوم مرغان عاشق می خوانم در غلغل چشمه ها می خندم،درنای جویباران زمزمه می کنم
باتو،من در روح طبیعت پنهانم
باتو،من بودن را،زندگی را،شوق را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی را می نوشم
باتو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،
غرقه ی فریاد و خروش وجمعیتم،درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند وگلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند وبوی باران،بوی پونه،بوی خاک،شاخه ها ی شسته، باران خورده،پاک،همه خوش ترین یادهای من،شیرین ترین یادگارهای من اند.
بی تو،من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم
بی تو،رنگهای این سرزمین مرا می آزارند
بی تو،آهوان این صحرا گرگان هار من اند
بی تو،کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند
بی تو،زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد
ابر،کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند
وطناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند

بی تو،دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد
بی تو،پرندگان این سرزمین،سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند
بی تو،سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
بی تو،نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند
بی تو،من با بهار می میرم
بی تو،من در عطر یاس ها می گریم
بی تو،من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم.
بی تو،من با هر برگ پائیزی می افتم.بی تو،من در چنگ طبیعت تنها می خشکم
بی تو،من زندگی را،شوق را،بودن را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی رااز یاد می برم
بی تو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،نگهبان سکوتم،حاجب درگه نومیدی،راهب معبد خاموشی،سالک راه فراموشی ها،باغ پژمرده ی پامال زمستانم.
درختان هر کدام خاطره ی رنجی،شبح هر صخره،ابلیسی،دیوی،غولی،گنگ وپرکینه فروخفته،کمین کرده مرا بر سر راه،باران زمزمه ی گریه در دل من،
بوی پونه،پیک و پیغامی نه برای دل من،بوی خاک،تکرار دعوتی برای خفتن من،
شاخه های غبار گرفته،باد خزانی خورده،پوک،همه تلخ ترین یادهای من،تلخ ترین یادگارهای من اند.

.

« دکتر علی شریعتی »

.

 

() نظرات